شيخ ذبيح الله محلاتى
347
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
آشكار گشت و ماهى سياهفام از فرج من بيرون آمد و از آن ماه ستارهء تاريك ( و بقولى مارى ) زائيده شد و آن ستاره بر آن آفتاب ثانى كه از آفتاب اول آشكار شده بود حمله كرد و او را بلعيد پس آسمان ظلمتكده گشت و ستارههاى سياه پديدار شد كه جهان را فروگرفت چون رسول خدا اين كلمات را اصغا فرمود آب در چشم مبارك بگردانيد ثم قال ص لها اخرجى يا عدوة اللّه مرتين فقد جددت على احزانى و نعيت إلى احبابى فرمود بهند بيرون برو از خانهاى دشمن خدا و اين كلام را دومرتبه فرمود و گفت اى دشمن خدا بتحقيق كه اندوه مرا تازه كردى و خبر مرگ دوستانم را به من دادى چون هند بيرون رفت از تعبير خواب سؤال كردند فرمود آفتاب اول على است آفتاب دوم فرزندم حسين است و آن ماه سياه معاويه است و آن ستارهء تاريك پسرش يزيد است كه با فرزند من حسين قتال خواهد كرد و او را شهيد خواهد نمود و هنگام شهادت او آفتاب سياه و آسمان تيره خواهد گشت و تاريكى جهان را فروخواهد گرفت و آن ستارگان سياه بنى اميهاند كه بر جهانيان مستولى خواهند شد پس فرمود اللهم العنها و العن نسلها خدايا هند را لعنت كن و همچنين فرزندان و نسل او را عايشه و حفصه چون در جلد چهارم ( الكلمة التامة ) صد و هفتاد و شش صحيفه نگاشتهام در حالات اين دو زن و در جلد ثانى همين كتاب در امهات مؤمنين نيز پارهء از قوارح اين دو زن را متعرض شدم ديگر در اينجا متعرض نمىشوم قطام بنت علقمة بن شجنة از قبيله تيم الرباب كه شركت در قتل امير المؤمنين كرد و اين زن از خوارج است و حاصل قصه او اين است كه چون ابن ملجم با دو رفيق خود وردان بن خالد يا مجالد و شبيب بن بجره همداستان شدند كه آن حضرت را بقتل برسانند و اين مواضعه